همه سلام.
همانطور که می دانید من توافق کرده اند که برای شروع به اشتراک گذاری برخی از تجربیات جالب و عجیب و غریب و نوشتن از گذشته من در رابطه به بلند بیگانگان ورزش / starbeings ها / اجداد / فرشتگان / اجداد بزرگ .... و غیره ... نام بسیاری هستند.
امروز من با شما به اشتراک گذاشتن یک تجربه عجیب و غریب من در اواخر دهه 80 بود.
پس از برداشت و گرفته شده در هیئت مدیره یک هنر و صنعت در سال 1988 با این موجودات برای حدود دو سال ارتباط تله پاتی با آنها بسیار روشن و قدرتمند بود.
در بسیاری از تجربیات من در طول این زمان را نگه داشته و هدایت من به چیزهای فیزیکی به من نشان می دهد که آنها واقعی و تصور نمی.
چیزی که من در مورد به اشتراک گذاشتن با شما هستم یکی از آن زمان بود.
که من خیابان شلوغ راه می رفت پایین در ونکوور من شنیده ام صدای من می پرسی به رفتن به کتابخانه عمومی است.
این کتابخانه بزرگ است به عنوان یکی که در یک شهر بزرگ در شمال امریکا انتظار می رود.
در راه رفتن به کتابخانه آنها به من گفت.
سپس آنها مرا به کف این کتابخانه که چند داستان بالا بود کارگردانی.
چه چیزی می خواهید من به اینجا؟
احساس میکردم و به آنها گفت: «من،" ما چیزی است که به شما نشان دهد، اثبات ما واقعی هستند. "
من در اطراف طبقه، است که بزرگ نگاه کرد، با ردیف بر ردیف کتاب.
که بر روی زمین را پیدا خواهد کرد چیزی است که آنها می خواهند من برای دیدن من فکر کردم.
فقط پس از آن آنها شروع به من مستقیم دوباره، راه رفتن مستقیم، به نوبه خود به سمت چپ، سپس به سمت راست ....
در قفسه من شنیدم آنها را به من گفت که من در حال حاضر در مقابل کتاب های بسیاری در مورد صفحه نمایش طولانی ایستاده بود نگاه کنید.
پس از آن بود که متوجه شدم من بخش فیزیک و همه کتب در فیزیک کوانتوم و فیزیک ASTRO.
در نهایت با برخی از هدایت من در نهایت به خارج و یک کتاب خارج از قفسه های که در آن زمان من به باز صفحه تصادفی میگیره.
در اینجا دوباره انسان که در برقراری ارتباط با من به من راهنمایی برای من به دنبال چه صفحه شد.
برگشت گفت: نه بیشتر پشت صدا گفت: دوباره.
حالا نگاه کنید و شما خواهید دید که ما واقعی هستند.
پس از آن بود من با یک قلم کوچک نوشته شده است توجه داشته باشید در سمت راست این صفحه را دیدم.
توجه داشته باشید گفت: "من می خواهم به چهار من چک کردن در اینجا برای اولین بار جیمز، لازم است در سال 1993 وقت خود را.
عشق شما مقدار زیادی.
مراقبت از Nhung و بچه هام باشه؟ "
علاوه بر آن یک لیست از ستاره ها و فاصله از زمین بود.
بعد از خواندن این من منفجر شد دور که من تکان دادن بود.
یک دوست با من بود که من تا به حال این تجربه و او به طور کامل از آن freaked شد.
من شوکه شده بود و نمی تواند فکر می کنم مستقیم به عنوان من پاره پاره از کتاب صفحه و آن را در جیب من قرار داده است.
من تا به حال به نگه داشتن این، من تا به حال ... بود تمام من فکر می کنم.
این به چه معنی است؟
برای این روز خود را به یکی دیگر از این اتفاقات عجیب و غریب است که به افرادی مثل من که تماس های فرازمینی داشته اند اتفاق می افتد.
این که بهترین آنها می تواند برای من فکر نمی کنم که دیوانه بود و با نشان دادن چیزهای فیزیکی در این واقعیت که واقعی انجام می شد .....
آن را به من از دست رفتن ذهن من نگهداری می شود.
من می دانستم که پس از آن که آن را واقعی و امروز تنها پذیرش آرام وجود دارد که همه چیز اتفاق می افتد که در زندگی من واقعی است و تصور نشده است.
به منظور درک این پدیده، ما باید یاد بگیرند که تمام بیت ها و قطعه پازل از هر داستان.
این تنها یک قطعه کوچک است.
با قدردانی به همه دوستان و خانواده ام که در کنار من باقی ماند که این تجربه همچنان به رشد و گسترش در راه است که هرگز نمی توانست تصور شود و یا برنامه ریزی شده است.
از همه شما متشکرم ..
عشق میریام
برای دیدن صفحه از کتاب CLIK لینک زیر
فاصله ستاره
با تشکر از حمایت شما.
آن است که تنها از طریق سخاوت شما که کار قادر به ادامه است.